از خیابان رد میشدم اما اینبار دستی نبود که مرابگیرد
هر دو در نهایت میمیرند
· آدام سیلورا
زهرا
آدام سیلورا
از خیابان رد میشدم اما اینبار دستی نبود که مرابگیرد
زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است
بیشتر مردم فقط وجود دارند، همین.
و چقدر وجود داشتیم تا اینکه از لحظات ساده روزمره مون که ممکنه حتی ثانیه بعدی نباشن لذت ببریم🍁
جای کشتی در بندرگاه امن هست اما این آن چیزی نیست که کشتی ها برای آن ساخته شده اند...
بعد پایان فصل و این جمله که قبل شروع فصل جدید کتاب بود متئو با درخواست روفروس قانع شد که از خونه خارج شه و کل داستان ۲۴ ساعت از همین لحظه شروع شد که این جمله رو تو کتاب دیدم...