کتاب، فیلم، و آدمی که بعدش میشیم
درون
درون یه جاست برای نشستن با کتابها و آثار. نه برای اینکه خلاصهشون کنیم؛ برای اینکه ببینیم چی رو توی ما تکون میدن و بعدِ ورقِ آخر چی ازشون باهامون میمونه.
بخشها
پادپخش
درون شمش
هر قسمت میرم به دیدنِ یه اثر که آدم شده. میشینم روبهروش، تا آخرین کلمه، و میشکافمش. نقد نمیکنم؛ میرم میبینمش.
ورود به درون شمشتازهترین قسمت
درون شمش
فارنهایت ۴۵۱
هیچکس کتاباتو نمیبره، خودت برشون نمیداری