دانش واقعی
آن است که
بدانی
هیچ چیز
نمیدانی.
کتابخانهی نیمه شب
مت هیگ · ۲۰۲۰
خواستن کلمه ی جالبیه کمبود رو نشون میده گاهی اوقات اگه کمبود را به یه چیز دیگه پر کنیم خواسته ی اصلی به کلی ناپدید میشه شاید مشکل تو از جنس کمبود باشه نه خواستن، شاید یه زندگی وجود داشته باشه که واقعاً بخوای تجربه ش کنی
آیا واقعا زندگی های دیگه ای وجود داره یا دکوراسیون عوض میشه؟
من هیچی نمیگم فقد برو بخون این لعنتیووو
گاهی آدم آنقدر در حسرت زندگیهایی که میتوانست داشته باشد غرق میشود که فراموش میکند همین زندگیِ سادهای که دارد، هنوز پر از فرصتهای نادیده است. شاید خوشبختی از جایی شروع شود که دست از سرزنش خودمان برای گذشته برداریم و به امروز فرصت بدهیم.»
هرگز نمیتوانم تمام کسانی باشم که دلم میخواهد، نمیتوانم تمام زندگیهایی را از سر بگذرانم که دوست دارم و هیچگاه نمیتوانم تمام مهارتهای موردعلاقهام را فرابگیرم.
لورا تصور که زمین دهن باز کرده و دارد او را میبلعد
چون خودمم تو این وضعیتم.. و دارم این کتابو میخونم تا شاید بتونم حالمو تغییر بدم
«ما نمیدانیم اگر زندگیمان را به شکل دیگری پیش برده بودیم وضعیت بهتر میشد یا بدتر. بله، زندگیهای متفاوت هم وجود دارند، اما زندگی ما هم در جریان است و همین جریان زندگی است که باید رویش تمرکز کنیم.»
نورا دوست داشت در جهانی خالی از هرگونه شرارت و ظلم زندگی کند. اما متاسفانه تمام دنیا هایی که میتوانست انتخاب کند پر از انسان بودند.
گاهی فقط کافیه بفهمی زندگیای که داری، با تمام نقصهاش، هنوز پر از احتماله.