بعضی وقتا ما از بعضی آدما بخاطر اینکه باما تو یه دنیا زندگی میکنند خوشمون میاد
شب های روشن
فیودور داستایفسکی · ۱۸۴۸
+ اگر او توانسته مرا فراموش کند ، من هم میتوانم.
- میبینی، هنوز دوستش داری!
+ از کجا معلوم؟
- هنوز میخواهی کار هایی را بکنی که او کرده...!
گاهی یک نفر فقط برای مدت کوتاهی وارد زندگیات میشود، اما چیزی درونت را تغییر میدهد که حتی سالها هم نمیتوانند آن را عوض کنند. بعضی آدمها نمیمانند، اما خاطرهشان جایی در قلبت زندگی میکند که هیچکس نمیتواند جای آنها را بگیرد.
«یک لحظهٔ کامل از خوشبختی! آیا این برای تمام زندگی یک انسان کافی نیست؟»
خدای من! یک لحظه کامل از خوشبختی! مگر این برای تمام عمر یک انسان کافی نیست؟!
می خواستم فریاد بزنم و از او بخواهم که نرود. اما چه حقی داشتم که او را از رفتن باز دارم وقتی خوشبختی اش در آغوش دیگری بود؟
خدایا یک لحظه ی کامل از خوشبختی مگر این برای تمام عمر یک انسان کافی نیست؟
در دنیای کتاب زیستن حیات بی پایان است و اکسیر جاودانگی روح.(جمله ای از ناشر)
دلخورم، ذاتِ بشر رو نمیشه شناخت!
درحالی که به نامه اش نگاه میکردم ناگهان دیدم 15 سال گذشت